سفارش تبلیغ
صبا ویژن

هیچکس با معامله گری ثروتمند نمی شود!!

 

این روز ها که بازارهای مالی به رونق فراوانی رسیده‌اند و موقعیت اقتصادی جهان به سمت خیر پیش نمی‌رود، تعداد متعددی از عموم همت می‌نمایند به خرید و فروش‌گر بازارهای مالی تبدیل شوند تا بتوانند به درآمد دلخواه خویش برسند. با این حالا، نیکلاس گوک     (Niklas Göke)    ، مولف مطرح اقتصادی در مدیوم، در نوشته ی علمی نو خویش برهان می‌نماید که خرید و فروش‌گری نمی‌تواند اشخاص را به گنج برساند. متن بدون نقص نوشته‌ی‌علمی نیکلاس گوک را در‌پی می خوانید    .

 «هیچوقت نفروشید»؛ این سفارش‌ای میباشد که کارتر توماس     (Carter Thomas) امید می‌نماید کاش 20 سال زودتر به آن فعالیت میکرد    . 

 کارتر در سال 2003 تمامی مبلغی را که از شغل تابستانی خویش به‌تیتر یک غریق نجات به دست آورده بود روی سهام کمپانی اپل سرمایه‌گذاری کرد. تمام سرمایه وی در آن عصر 18 هزار دلار بود؛ یک تصمیم هوشمندانه    .

 اینکه کارتر [مانند اکثر اوقات داد و ستد‌گران] دو ماه آن‌گاه همگی سرمایه خویش را صرف هزینه‌های غیرضروری یا این که خرید کالاهای لاکچری نماید، تصمیمی هوشمندانه به لحاظ نمی‌رسید. بعد از تجزیه سهام (تقسیم سهام به تعداد بیشتری سهم) و ارتقاء بها، قیمت سهام کارتر امروزه بیشتراز 10 میلیون دلار میباشد    .

 با نگاهی بدین تجربه، کارتر یک درس بی آلایش البته عمیق آموخته میباشد که اکثر اوقات اشخاص مشابه وی که می خواهند ثروتی برای خویش ساخت‌و‌ساز نمایند، آن را نادیده میگیرند. وی می گوید    :

 

در حالتی‌که اینجانب گنج کلانی به دست نیاورده‌ام فقط دلیلش این میباشد که بودجه‌هایم را به فروش رسانده‌ام. برهان این مسئله هیچوقت این وجود ندارد که اینجانب چیزهای قابل قبولی نخریده‌ام. اینجانب مدام چیزهایی مطلوب در حین مطلوب خریده‌ام، ولی هیچوقت آنان‌را به‌اندازه کافی نگه نداشته‌ام    .

 

نمی‌توانم خودم را با کارتر توماس مقایسه کنم، ام اینجانب هم بارها اینگونه اشتباهاتی را مرتکب گردیده‌ام، بدین ترتیب فقطً میخواهم برای خودم یک مورد را تذکر کنم    :

 

شما با منفعت خرید و فروش ثروتمند نمی‌گردید. با داشتن بودجه‌های با ارزش ثروتمند میشوید    .

 

سلب مسئولیت: اینجانب مشاور مالی نیستم. این یک مشورت کردن و سفارش مالی وجود ندارد    .

در اینجا بی آلایش‌ترین الگوی گنج دومرحله‌ای که اینجانب می شناسم، ارائه شد‌ه‌است    :

 

    1    . می بایست بودجه‌هایی بخرید که فکر میکنید دارنده قیمت بالایی میباشند    .

 

    2    . نباید آن ها را بفروشید    .

 

همگی تصور می‌نمایند تعیین میزان دارایی‌های مطلوب، بخش دشوار ماجراست، ولی در واقع فشار کم عقل ناشی از نبرد مداوم با رضایت فوری میباشد که بضاعت و توان ما و پتانسیل مالی را محصور می‌نماید .

 

از منظر تاریخی حدوداً تمامی بازارها صعودی تکان می‌نمایند. به 10، 20 و یا این که 30 سال پیش برگردید و به ارزش‌ها نگاه فرمائید. بازار سهام: افزایشی. املاک و مستغلات: افزایشی. جنس و اجناس: صعودی. ارز دیجیتال: صعودی. سرمایه خطرپذیر: صعودی. حتی بها کارت‌های بازی پوکمون گو نیز روندی رو به بالا داشته‌اند.

 

تمامی چیز به‌طور مداوم بالا می‌رود، چون پول سیستمی تصنعی میباشد که آدم آن را ساخت‌و‌ساز کرده و در دست گرفتن می‌نماید و می دانیم که بشر موجودی جایزالخطاست. هر کدام از ما با خودکنترلی مشغول هستیم و آدم به‌طور کلی با این مسئله دست‌وپنجه قابل انعطاف می‌نماید. پول یک تست مارشمالو (marshmallow experiment) غول‌پیکر برای بشریت میباشد. دکمه «چاپ پول بیشتر» یک زنگ قرمز‌رنگ تعالی میباشد و در صورتی شما اینگونه زنگی را به دست عده ای دهید که خودکنترلی اندکی داشته باشند، حقیقتاً چقدر میتوانید انتظار داشته باشید که پیش از فشار دادن زنگ خودشان را در دست گرفتن نمایند؟

 

بها‌ها چیزی بیشتر از اعدادی نیستند که ما در کنار اسم کالاها می‌نویسیم و بعد از آن می گوییم «چنانچه تورم در حین سال 2% ارتقا پیدا نماید، خوب میباشد»؛ چون اقتصاد را هم انسان ابداع نموده است. ما پول بیشتری چاپ می کنیم و به تبع آن تمامی اعداد بالا می روند. آیا ارزش‌ها عمل دیگری جز بالا رفتن میتوانند اجرا دهند؟

 

فقط در امسالِ استثنایی فدرال رزرو ایالات‌متحده در حدود 5 تریلیون دلار چاپ نموده است. به ازای هر 4 دلاری که نخست سال 2020 وجود داشت، فعلا دلار دیگری در گردش میباشد. آیا می دانید این قضیه به چه معناست؟ این یعنی اعداد می بایست بالا بروند.

 

در شرایطی که چاپ پول ارزش‌ها را به‌شکل یکنواخت تغییر تحول می‌اعطا کرد، این سال 25? به ارزش همگی چیزهایی که با دلار اندازه‌گیری می شوند، افزوده میشد. از‌آنجا که این واقعه فیس نمی‌دهد برخی ناحیهها (جایی که پول‌های نو چاپ‌گردیده نخست جریان می یابد) ارتقا بیشتری را تجربه می‌نمایند. بازار سهام، اسناد قرضه، رهن و وام معمولاً جزو ناحیههایی می باشند که‌این ارتقا را بیشتر تجربه می‌نمایند. نهایتاً پول همواره شیوه خودش را به بازارهای جدیدتر، لبه‌ای‌خیس و کمتر ضابطه‌گذاری‌گردیده نظیر تأمین مالی جمعی، ارز دیجیتال و همینطور کارت‌های پوکمون پیدا می‌نماید.

 

نکته‌ای که وجود دارااست این میباشد که چه به نمودار 100 ساله بازار سهام، چه به نمودار 50 ساله املاک و مستغلات و چه به نمودار 30 ساله بازار طلا جواهرات نگاه فرمائید، اعداد همواره بالا میروند. حتی در صورتی‌که یک مبارک سوای تاءمل یک‌سری سهام (یا این که بقیه میزان دارایی‌ها) را از کلاهی به‌شکل تماماً تصادفی بردارد گشوده هم در یک زمان وقتی یکسری ده سال‌ای همت نیکی از خویش به اکران خواهد گذاشت.

 

با این هم اکنون و علی‌رغم اینکه ما اختلاف یک درصدی به حیث کروموزومی با خجسته‌ها داریم، معمولاً درین قرعه‌کشی که کلیه می توانند در آن چیره شوند، پیروز نمی‌شویم. استدلال آن هم یک چیز میباشد: ما بودجه‌های‌ خویش را خیلی زود میفروشیم.

 

یک سرمایه‌گذار با سپری شد مجال درآمد کسب می‌نماید. وی کاری ارزشمندتر از این نمی‌تواند ایفا دهد و در اکثر اوقات مواقع عمل صحت میباشد.

چرا هیچ کاری نکردن مشقت بار میباشد و نمی‌اقتدار از این مجال استفاده نمود؟ چرا نمی‌توانیم اذن دهیم که بازار از بودجه‌های ما نگهداری نماید؟ دو ادله وجود داراست: طمع و واهمه.

 

طمع سرمایه‌گذار هنگامی میباشد که شما چیزی را خریده‌اید که به آن اعتقادوباور دارید اما خیلی زود آن را می‌فروشید، چون فکر‌می‌کنید‌ رند‌خیس از بازار میباشید و یا این که تامل کوته‌بینانه بر شما سایه افکنده میباشد.

 

اینجانب در سال 2017 چین ‌پیوند (Chainlink) را به ارزش 0?09 دلار خریدم. می‌دانستم که‌این ارز دیجیتال و کانال آن چه ‌کاری قرار میباشد جاری ساختن دهد. تاءمل کردم چیز خیر و خوبی میباشد و می‌خواستم آن را نگه دارم. یک‌سری هفته بعد از آن تسلیم شدم و کاری که همگی به اینجانب گفتند را اعمال دادم: منفعت کسب کردم. هر واحد ‌پیوند را به ارزش 0?55 دلار فروختم. بیشتراز حد شادمان بودم. پیاله یکسری هفته شش برابر بهره برده بودم. چطور می‌توانستم تلاش بهتری از این داشته باشم؟ امروزه مأموریت چین ‌پیوند در اکنون تحقق میباشد. ارزش پیوند در طی تایپ کردن این نوشته‌علمی حدود 15 دلار بوده و به نقط ی اوج قیمتی خویش 20 دلار نیز رسیده میباشد. اینجانب 100 هزار دلار را به‌راحتی از دست دادم. در واقع اینجانب ذیل‌تأثیر اندیشه کوته‌بینانه قرار گرفتم.

 

واهمه سرمایه‌گذار زمانی صورت می دهد که شما چیزی را می خرید که به آن اعتقادی ندارید. صرفا خریدید زیرا میترسید سودی را که بقیه افراد به دست میاورند از دست بدهید. درین موقعیت شما یک بمب ساعتی می باشید که بر روی یک بمب ساعتی نشسته‌اید. سؤالی که به وجود میاید این میباشد: کدام یک زودتر منفجر گردد؟

 

زمانی 18 ساله بودم، سهام سه شرکتی را که در یک روزنامه سفارش گردیده بود به ارزش 400 یورو خریدم. اینجانب فقطً تصویر مبهمی از کاری که کمپانی‌ها جاری ساختن می‌دادند داشتم و هیچوقت این داده ها را چک نکرده بودم. سهم‌هایی که خریده بودم 25 درصد ضرر و زیان اعطا کرد. برای یک برنا 18 ساله 100 یورو پول متعددی بود. بعد از ماه‌ها انتظار و عذاب، در غایت کلیه سهامم را با 50 یورو ضرر و زیان فروختم، البته هزینه روحی آن بسیار بیشتر بود. خیر‌صرفا پولم را بلکه انرژی و آرامشم را هم از دست دادم. در یک سرمایه‌گذاری بد ورود کرده بودم و امیدوار بودم که ضررهایم جبران خواهد شد.

طمع و هراس شمارا از یک سرمایه‌گذار به یک تریدر تبدیل می‌نماید. تریدر شدن رشته‌ای میباشد که در‌صورتی‌که مضمون‌ آن را بدانید احتمالاً نمیخواهید در آن کار داشته باشید و مطلقاً کاری میباشد که شما نمی‌توانید با واهمه و طمع در آن به توفیق برسید.

 

ولی تریدر شدن خیلی ریلکس به حیث می رسد. این‌طور وجود ندارد؟

 

همگی میخواهند تریدر شوند. خرید و فروش‌گری باحال میباشد. جذابیت داراست. سبب می شود شم زنده‌بودن فرمایید. همینطور یک نحوه سریع برای از دربین بردن منفعت‌وری، تندرست کم عقل و همینطور ویران‌کردن سبد سرمایه‌گذاری‌تان چهت نیل به یک بازدهی مطلوب میباشد.

 

در حالتی‌که عموم می‌دانستند که «تریدر بودن» شغلی مانند بقیه شغل‌هاست، شغلی که تنهاً در صورتی‌که به‌طور مداوم کسب بهره فرمایید، می گردد بر روی آن اکانت کرد، ممکن بود تصورشان از این رشته تغییر و تحول پیدا نماید. ولی اکثر زمان ها میپندارند می‌اقتدار با نشستن روی سنگ دستشویی پس از ناهار و فکرکردن درباره ی آن می توانند در‌این حوزه مسلط شوند.

 

هنگامی شما یک تریدر باشید، دستمزد شما از خرید در بها زیر و فروش در بها بالا نتایج می شود. متوجه میباشید؟ در شرایطی که خرید و فروش موفقی نداشته باشید، مبلغی برای خوراک میل کردن ندارید. این یک شرط برای یک تریدر تک تک‌وقت حقیقی میباشد. در صورتیکه یک کدام از آن ها نیستید خوش‌شانس میباشید!

 

خوش‌شانس می باشید که حقوق و دستمزد شما با خرید در ارزش زیر و فروش در بها بالا به دست نمی‌آید. پس چرا درپی عمل دوم می باشید؟ به‌ویژه چیزی که در آن مهارتی ندارید. به این ترتیب صرفا بخرید و برای مدام نگه دارید. از پولتان برای ذخیره چیزهای با ارزش‌خیس به کارگیری فرمایید.

 

زمانی‌که شما بودجه‌ای را میخرید که به آن اعتقادوباور دارید، دیگر پرسیدن این سؤال که چه وقتی آن را بفروشم بی‌معناست. به‌شکل پیش‌فرض جواب این سؤال هیچ زمان میباشد. در واقع تا‌زمانی‌که موقعیت به‌طور بنیادین تغییر و تحول پیدا نکند، جواب شما نیز نباید تغییر تحول نماید.

 

فرض کنیم شما آمازون را دوست دارید. زمانی ‌که سهام آمازون را خریدید، جف بزوس برای شما عمل می‌نماید؛ خیر به‌شکل ذهنی بلکه به معنای حقیقی و واقعی کلمه و واژه این حادثه چهره میدهد. در حالتی که جف بزوس در فعالیت خویش پیروز بود، بها سبد بودجه شما نیز بالا خواهد رفت. به دوران 20 سال این مرد اثبات کرده که میداند چه کاری داراست جاری ساختن می دهد. چرا بایستی اینگونه آیتم‌ای را از فهرست خویش حذف نمائید؟ آیا جف بزوس را اخراج میکنید؟ خیر، البته شما سهام آمازون خویش را می‌فروشید و این دقیقاً به معنای اخراج جف بزوس میباشد.

 

کمبود یک ذهنیت سبب ساز می‌گردد که ما همچون یک تریدر خوی کنیم، آن هم در حالی که هیچ مهارتی برای توفیق در آن نداریم. ما خودمان را گول میزنیم و در یک کارایی واهی وضعیت (پوزیشن معاملاتی) خویش را تغییر تحول می دهیم تا «هزینه مجال» خویش را رئیس کنیم. ما نگران روش سرمایه‌گذاری 500 دلار بعدی هستیم.

 

در ازای ما (سرمایه‌گذاران) تنها مستلزم این هستیم که درآمد بیشتری کسب کرده و آنچه را که به آن اعتقاد و باور داریم بخریم. ما نیاز به اقتدار شلیک بیشتری داریم. [برخلاف تریدرها که مسائل متعددی دارا‌هستند] صرفا مورد برای ما این میباشد: نیاز به پول بیشتری داریم تا بتوانیم میزان دارایی‌های بیشتری بخریم و برای مدام آن را نگه داریم.

 

در‌صورتی‌که شما به سرمایه‌گذاری‌تان در وقتی که آن را ایفا می‌دهید، اطمینان داشته باشید، دیگر نیازی به اقدامات خیره کننده‌وغریب وجود ندارد. صرفا یک نیاز برای خرید بیشتر وجود دارااست و شایسته ترین خط مش چهت نیل به‌این غرض، درآمدزایی بیشتر از شغلی میباشد که در آن مهارت دارید تا اینکه بخواهید به‌شکل پاره‌وقت و ضعیف داد و ستد نمائید.

 

یک تریدر نباشد. بلکه یک سرمایه‌گذار باشید و بعد کوشش نمایید تا می توانید در عمل خویش کسب درآمد فرمایید تا بتوانید هر چه بیشتر سرمایه‌گذاری فرمائید.

ثروتمند شدن به‌معنای خوابیدن مثل یک نوزاد میباشد. ثروتمند شدن به‌معنای داشتن چیزهایی میباشد که در حین معاش‌تان و تا پایان قدمت با شما همدم باشد. فقط راه و روش برای این فعالیت مالکیت میزان دارایی‌های باارزش برای مدام میباشد.

 

فرهنگ وتمدن این فعالیت را از آنچه فکر می کنیم آسوده‌خیس نموده است؛ چون از نگاه تاریخی، در بلندمدت اعداد همواره بالا می روند. این سیستم برای ما ساخت و ساز گردیده و خیر بر علیه ما. در سود ما تنها چرا‌که در جلوی شیوه خودمان قرار گرفته‌ایم در سرمایه‌گذاری برنده نمی‌شویم.

 

روانشناسی بشر و خیر بضاعت وی ادله توفیق مالی ماست. ما با تأدیب نفس، حرص، هراس و یک احساس نامطلوب از پتانسیل درآمدی‌مان نزاع میکنیم. حتی در حالتی‌که بدانیم هیچ اقدامی نکردن، شایسته ترین مبادرت برای یک سرمایه‌گذار میباشد، البته هنوز کار به آن را حدوداً ناممکن میدانیم.

 

کارتر تیز بدون چاره شد این درس را به‌مشقت بیاموزد، البته این عمل را کرد و اینک وی بدین پیشنهاد‌ها تماماً دقت می‌نماید:

 

اینجانب با بخش اعظمی از اشخاص بالای 50، 60 و 70 سال کلام کرده‌ام، همگی آن ها یک‌چیز می‌گفتند: مهمترین چیز داشتن میزان دارایی میباشد. در صورتی‌که میخواهید گنج داشته باشید، تنها بایستی میزان دارایی‌های بیشتری داشته باشید. این صرفا چیزی میباشد که اهمیت داراست.

 

شما با کسب فایده داد و ستد ثروتمند نمی‌گردید، با داشتن چیزهای باارزش ثروتمند می شوید. هر چیزی که در مسیرتان قرار گرفت را خریداری نکنید. چیزهایی بخرید که می خواهید برای مدام آنها را نگه دارید و بعد ذهنتان را مدیر نمایید تا حقیقتاً این فعالیت را اجرا دهید

منبع :

بهترین سرمایه گذاری با 10 میلیون تومان

بهترین شغل ها در سال 2021

ریون کوین چه چیزی است؟

کشورهایی برای پول درآوردن